«استمنا» یا «خودارضایی» یکی از راههای انحرافی در ارضای میل جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد. از همین رو میتوان آن را نوعی انحراف جنسی یا بیماری نامید که با جدیت باید در درمان آن کوشید.
پدری میگوید: «چگونه با دختر هفدهسالهام رفتار کنم؟» مادری میپرسد: «چگونه با دختر پانزده سالهام حرف بزنم؟»، «چگونه میتوانم به دخترم کمک کنم که بهدرستی با احساسها و عواطفش روبهرو گردد؟» و ...
برخي افراد هنگامي که در ميان جمع هستند، ممکن است احساس راحتي نکنند زيرا به مهارتهاي اجتماعي که بتوانند به وسيله آنها با مردم و اجتماع در ارتباط باشند، مجهز نيستند. براي افزايش ارتباطات اجتماعي، شيوههايي وجود دارد که به برخي از آنها اشاره ميکنيم.
۱) خود را بشناسید. امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی کنید بعضی راه هایی که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید. چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
● مقدمه یادگیری اکتشافی (از ریشه لغوی discovery learning ) یعنی تغییر رفتار ، اما نه هر گونه تغییری ، بلکه تغییری که بر اثر تجربه حاصل شده باشد. بنابراین به تغییرات ناشی از رشد و بلوغ شیمیایی و مکانیکی به هیچ وجه یادگیری گفته نمیشود. از نظریههای شناختی میتوان به نظریه برونر که یادگیری اکتشافی نام دارد، اشاره کرد. او در نظریه خود به فرایند کسب معرفت بیشتر از حفظ کردن واقعیتهای علمی توجه دارد. و برونر در تحقیقات خود به مطالعه فرایند یادگیری در کلاس میپردازد و به مطالعه یادگیری حیوانات از جمله موش و پرندگان ، کمتر رغبت نشان میدهد.
اين بار قصد داريم تا شما عزيزان و خوانندگان خوب و هميشگيمان را با چندين نكته از زندگي مردان آشنا كنيم. مردان از قبول بسياري از رفتارهاي خود گاهي سر باز ميزنند و حتي تعبير و تفسير اينگونه برخوردها و بازتابها در مقابل همسرانشان، اندكي برايشان سخت و دشوار جلوهگر ميشود! حال چطور ميتوان مردان را مجاب ساخت تا بپذيرند آنچه را كه نميدانند و يا نميخواهند كه بدانند، و اين مقولهاي است كه هميشه ذهن همسران اين مردها را به خود معطوف داشته است.
معمولا ديدگاه عمومي درباره فشارهاي رواني ناشي از كار يا محل كار، چنين است: باورهاي غلطي كه درباره تنشهاي عصبي يا استرس وجود دارد اغلب مي تواند حتي شرايط كاري را بدتر كند. • دوستم سركار خيلي عصبي و تحت فشاره، البته اين روزها چنين حالتي طبيعيه!" • در حقيقت، اگر اين دوست عصبي نباشد، ممكن است چنين برداشت شود كه وجود او براي شركت چندان حياتي نيست. • راه حل اين است كه بگذاريم او تا زماني كه حالش بهتر شود مسئوليت كمتري بر عهده داشته و ساعات كمتري كار كند. • يا اينكه بگذاريم او براي مدتي بيشتر كار كند تا ديگر احساس نكند از كار عقب افتاده و دچار فشار عصبي شود. • يا اينكه او را به يك كلاس روان درماني بفرستيم تا چيزهايي درباره وضعيت عصبي خود بياموزد. تمام موارد فوق اشتباه هستند...اشتباه!
بسياري از مردم در مورد غذا خوردن با مشکلاتي مواجه هستند و غالبا در اظهار نظرهايشان در مورد غذا خوردن اشکالات و اشتباهاتي وجود دارد. براي نمونه بسياري از بيماران با مفهوم رژيم غذايي آشنا نيستند و دقيقا نمي دانند چه غذاهايي براي آنها مناسب و مفيد است. بعضي از بيماران تمايل به خوردن غذاها را ندارند و برعکس بعضي از غذاها را بيشتر دوست دارند. توجه به اين حالات از نظر تغذيه اي و درمان آنها اهميت زيادي دارد.