اجبار در ادامه زندگی مشترك، كشتن تدریجی است تبعیض، پایبندی به بعضی از اصول سنتی، تحول در ارزشهای جامعه، درآمدن ارزشها از حالت افقی به حالت عمودی تهدید بسیار بزرگی ...
یك جرمشناس گفت: كسی كه یك عمر در زجر، تخریب شخصیتی، استثمار و یا تحمیل یك تفكر غلط قرار گرفته باشد و به ناچار مجبور است به زندگی مشتركش ادامه دهد هر روزش كشتن است. حسن عشایری با بیان این مطلب كه خشونت و تخریب در جامعه امروزی انسانها وجود دارد و نمیتوانیم آن را انكار كنیم، افزود: رفتار انسانها به صورت مادرزادی و به سرشت و طبیعت آنها مربوط نمیشود، رفتار انسان توسط محیط ساخته و پرداخته میشود.
وی اضافه كرد: بر خلاف خیلی از رفتارهایی كه در انسان ریشه ژنتیكی دارند، رفتارهایی مثل خشونت و از این قبیل تحت تأثیر عوامل محیط در یك شخص نهادینه میشود.
و ی با بیان این مطلب كه خشونت دارای ابعادی است، افزود:خشونت به صورت كلامی، ارتباطی و تخریبی خود را نشان میدهد و هنگامی كه شخصی تبعیض و بیعدالتی را لمس كند، این مسئله میتوانند بر روی ذهن وی تاثیر گذاشته و او را از حالت تعادل خارج سازد.
وی تصریح كرد: خشونت در واقع یك ابزار تحریك كننده افكار ذهنی بشر است كه میتواند افكار اشخاص را از ذهنیت به عینیت رسانده و به اعمالی مثل كشتن منجر سازد.
عشایری با بیان این مطلب كه قتل همیشه همراه با كشتن نفس یك نفر نیست، اضافه كرد: در جامعههای امروزی بسیاری از زندگیهای مشترك از نظر عصبشناسی و جرمشناسی به صورت قسطی و قطرهای به قتل منتهی میشوند.
وی با بیان این مطلب كه مسئله همسركشی را نباید فقط از نظر اجتماعی مورد بررسی قرار داد، افزود: همسركشی باید از نظر بهداشت روانی و نحوه ارتباطاات اجتماعی در جامعه هم مورد تحلیل قرار گیرد.
وی اظهار داشت: بسیار نادرند افرادی كه با یك بیماری روانی مثل اسكیزوفرنی (چندشخصیتیها) دست به قتل و یا همسر كشی زنند زیرا خشونتی كه منجر به قتل آنهم قتل همسر شود، آرام آرام در فرد رخنه كرده و مسئله همسركشی را حادث میكند.
وی با بیان این مطلب كه پیشگیری همیشه بهتر از درمان است، اظهار داشت: ما باید عوامل بازدارنده خشونت علیه همسران و یا كودكان را مورد مطالعه و تحلیل قرار داهیم تا بدانیم چرا افراد اقدام به كشتن همسر خود میكنند. و ی با اشاره به این كه در جامعه امروزی زنها كه مظهر عطوفت و مهربانی هستند، هم دارای خشونت شدهاند، تأكید كرد: خشونت زنها در برخی موارد حتی از مردها هم بیشتر شده است در واقع خشونت به یك پروسه و فرایند در خانوادههای امروزی در آمده است.
و ی با اشاره به تغییر بینش در معنای عشق در جامعه امروزی گفت: مفهوم عشق با توجه به معنای "ارتباط با دیگری" و تفاوت آن با معنای "تماس با دیگری" باید در جامعه به صورت جداگانه و كاملاً مفهومی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. وی افزود: ارتباط یك راه آشنایی است كه اصولاً دارای رفتاری هدفمند، پایدار، اصولی و برای رسیدن به یك ثبات شكل میگیرد ولی در تماسهایی كه افراد با هم دارند نمیتوانیم به هیچ یك از این فاكتورها دست یابیم.
وی گفت: جوانانی كه برای یك شب زیر بار قرض و هزینههای زیادی میروند تا برای زندگی آینده خود ضمانتی داشته باشند، بدانند كه هیچ یك از این هزینههای سنگین نمیتواند در برگیرنده ارتباط سالم و تضمین كننده زندگی بیدردسر و راحتی برای آنها در زندگی مشتركشان باشد.
وی اضافه كرد: بسیاری از زوجین پس از ازدواج به صورت روانی از هم طلاق گرفته و فقط به زندگی مشترك بدون هدفی ادامه میدهند و هیچ رابطه عاطفی با هم ندارند. وی ادامه داد: این زوجین قبل از این كه به صورت محضری از هم جدا شوند، به صورت روانی از هم طلاق گرفتهاند ما باید علتهای این گونه موارد را تحلیل و بررسی كنیم تا بتوانیم درباره همسركشی به طور دقیق بحث كنیم. عشایری افزود: با مشكلاتی كه در جامعه امروزی وجود دارد، احساس میشود فكر بشر به استراحت رفته و در مقابل مشكلات نمیواند راهحل مناسبی یابد، در واقع فكرها بسته شده و رشد خود را از دست دادهاند. وی اظهار داشت: اگر فردی با همسر خود مشكلی دارد، میتواند از طریق عقلانی آن را تحلیل به نتیجه برسد و اگر در نهایت به تفاهم نرسیدند از هم جدا شوند. و ی با بیان این مطلب كه اصولاً همه طلاقها منفی نیستند، افزود: طلاق در هر حال بهتر از این است كه شخصی در زندگی مشترك به جایی رسیده باشد كه بخواهد همسر خود را به قتل برساند. وی افزود: افرادی كه بدون در نظر گرفتن عواطف و احساسات همسرانشان دست به اقدام برای ازدواج مجدد میزنند، میتوانند انگیزه خشونت را در همسران خود ایجاد كرده و پایههای بنیان یك زندگی را سست كنند. و ی با اشاره به گرایش به تعدد زوجات در جامعه امروزی بیان داشت: شخصی كه با داشتن زندگی به فكر ازدواج مجدد میافتد از نظر عصبشناسی باید مورد تحلیل قرار گیرد كه وقتی نمیتواند خواستهها و نیازهای همسر قبلی خود را تأمین كند به فكر تأمین نیاز برای دیگری است. وی ادامه داد: فقط تأمین نیازهای جسمی در یك ازدواج مطرح نیست، احساس امنیت و ایجاد عاطفه در كنار تسكین افكار درونی برای تأمین غذای روح از مزایای یك زندگی مشترك است. وی با مطرح این پرسش كه "با هم بودن مهم است یا با هم داشتن" ادامه داد: افرادی كه فقط صرف تمكن مالی و با این اندیشه به سراغ ازدواج مجدد میافتند، نمیتوانند زوج مناسبی برای ادامه زندگی باشند اینگونه اعمال تحقیر شدن و تحقیر كردن را سبب شده و در ایجاد خشونت در بین زنان مؤثر است. وی اضافه كرد: ازدواج یعنی زاییده شدن وظیفه، و این وظیفه مسئولیت دشواری است كه بر عهده یك نفر گذاشته میشود، گرایش به ازدواج مجدد باید با تحلیل در ریشههای سنتی، فقر فرهنگی، فقر اجتماعی مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. وی افزود: تبعیض، پایبندی به بعضی از اصول سنتی، تحول در ارزشهای جامعه، درآمدن ارزشها از حالت افقی به حالت عمودی، پیشرفت تكنولوژی بدون در نظر گرفتن مدنیت در جامعهها تهدید بسیار بزرگی برای تحریك افراد مستعد خشونت در جامعه است. وی ادامه داد: پژوهش، آموزش و بكارگیری ارتباطات اجتماعی آن طور كه باید در جامعه ما به صورت اصولی اتفاق نیفتاده، یك انسان بالغ با تفكر آمانیسم چطور میتواند از عشق به زندگی خود دست برداشته و با رها كردن همسر خود به دنبال زندگی دیگری رود ما باید علم آزادی بخش را در جامعه ترویج دهیم و با این علم اتحاد انسانهای آگاه و آزاد را مهیا سازیم. تحلیل : خبرگزارى فارس http://www.aftab.ir/news/2008/sep/01/c9c1220270935_adventure_iran_kill.php
نوشته شده در سه شنبه 12 شهريور ماه 1387 توسط admin |