وقتي به ديگران خدمت بي چشمداشت مي کنيد، وقتي براي کسي کاري مي کنيد و متقابلا انتظار نداريد که او برايتان کاري انجام دهد، احساس خوبي پيدا مي کنيد....ادامه متن
اغلب اوقات دانسته يا ندانسته، آگاهانه يا ناآگاهانه از ديگران انتظار داريم که متقابلا براي ما کاري انجام دهند." من حمام را تميز کردم او هم بايد آشپزخانه را نظافت کند." يا هفته پيش من از بچه نگهداري کردم ، نوبت اوست که اين هفته از بچه نگهداري کند" درست به اين مي ماند که براي هر کاري که مي کنيم حساب طلب کاري و بدهکاري را نگه مي داريم.
وقتي کار خوبي براي کسي انجام مي دهيد، به احساسي از رضايت و آرامش مي رسيد. درست همانطور که با ورزش کردن" اندورفين" را در مغزتان سرازير مي کنيدو احساس خوبي پيدا مي کنيد اقدام محبت آميز شما به شما احساس بسيار خوبي مي دهد. نياري به اين نيست که کسي از شما تشکر کند. نيازي به محبت متقابل نداريد. در واقع حتي نيازي به اين نيست کسي که به او خدمت کرده ايد بداند که شما به او خدمت کرده ايد.
اشکال اينجاست که وقتي به کسي کمک مالي مي کنيم انتظار متقابل داريم و اگر متقابلاً خدمتي دريافت نکنيم ناراحت مي شويم. براي برخورد با اين معضل مراقب حال خود باشيد. و به محض اينکه اين احساس درشما ايجاد شد مچ خود را بگيريد. اگر انتظار متقابل نداشته باشيد، احساس خوشتان به مرانب بيشتر مي شود.
به اين فکر بکنيد که براي ديگران چه مي توانيد بکنيد. و بعد اين کار را بدون چشمداشت انجام دهيد.
منبع :کتاب سخت نگيريد ؛باور كنيد كه مهم نيست.
به نقل از:http://www.khodahast.parsiblog.com/
نوشته شده در دوشنبه 17 دي ماه 1386 توسط admin |