واكنش فرد در برابر محركهاي تهديد آميز ترس ناميده مي شود . البته ترس هميشه جنبه ي نابهنجاري ندارد و حتي گاهي نيز مفيد است ، زيرا يك هشدار در مقابل خطرات است ، لذا در طبقه بندي ترسها بايد به ترسهاي طبيعي نيز اشاره كرد و آگاهي از ترسهاي طبيعي در كودك براي مربيان و درمانگران و مشاوران كودك جهت تشخيص ترسهايي كه بايد درمان شوند ، اهميت دارد .
در جدول زير ترسهاي متداول و سطوح سني گوناگون نشان داده شده است :
قبل از بحث در مورد چگونگي ايجاد ترس در كودكان و سبب شناسي و درمان آنها لازم مي داند تعدادي از ترسهاي متداول را كه در جدول بالا نام برده شده است و داراي زير مجموعه ي بزرگي هستند كه شناسايي آن براي خوانندگان ضروري است ، بيان كنيم .
1- آسيب ( ترس از آسيب ديدگي بدني )
اين ترس به دو شاخه ي فرعي تر غير انتزاعي ( واقعي ) و انتزاعي ( مجرد ) تقسيم مي شود .
الف - ترسهاي آسيب ديدگي بدني انتزاعي
مهمترين اين ترسها عبارتند از : جنگ ، شورش ، غذاي سمي ، غذاهاي خاص ، مردن ، فوت فردي از خانواده ، بيمار شدن ، ميكروب ، خفه شدن ، تحت عمل جراحي قرار گرفتن ، بيمارستان ، جهنم ، شيطان ، رعايت نكردن قوانين مذهبي ، ربوده شدن ، گم شدن ، به فرزندي پذيرفته شدن ، جدايي پدر و مادر ، ديوانه شدن .
ب - ترسهاي آسيب ديدگي بدني غير انتزاعي
پرواز در هواپيما ، ترس از ارتفاع ، آب عميق ، بيگانه ها ، برهنه ديده شدن
2- ترس از رويدادهاي طبيعي
الف - طوفان ( گردباد ، سيل ، زمين لرزه ، رعد و برق )
ب - تاريكي
ج - مكانهاي دربسته ( حمام ، داخل كمد ، آسانسور ، محبوس ماندن ، اطاق هاي عجيب )
و - موارد ديگر مانند سوار اتومبيل يا اتوبوس يا مترو شدن
4- ترس از عوامل متفرقه ( كثافت ، اسباب بازي هاي پشمالو ، آژير افراد مسن ، رد شدن از خيابان ، افراد زشت رو ، صداهاي بلند مانند باز كردن در بطري ، ترقه ، انفجار ، افراد يونيفرم پوش ، افراد جنس مخالف ، دفع مدفوع ، افراد نژادهاي ديگر )
عوامل مؤثر در نوع و ميزان ترس
عوامل متعددي در ايجاد ترس مؤثرند كه از مهمترين آنها سن ، جنس ، تجارب گذشته ، ميزان رشد ذهني ، ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي و بالاخره درجه امنيتي است كه كودك از آن برخوردار است .
مسأله ي سن عامل مهمي است و كودكان در سنين مختلف ترسهاي متفاوتي دارند و امكان دارد ترسي براي سني خاص متناسب و در سن بالاتر غير عادي محسوب گردد .
شمار ترس در كودكان با افزايش سن كاهش حاصل مي كند و ميزان و شدت آن در سه سالگي و يازده سالگي به اوج خود مي رسد با اين تفاوت كه ترس در سه سالگي جنبه ي موقتي دارد يعني افراد ، اشياء و حيوانات موجود در محيط موارد ترس او را تشكيل مي دهند در حالي كه در سن يازده سالگي ترس بيشتر جنبه ي تعميمي دارد يعني كودك زماني از چيزي ترسيده است و حالا آن را تعميم مي دهد ، اين نوع ترس غالباً با اضطراب و نگراني همراه است .
عامل جنسيت نيز در نوع و ميزان ترس قابل تعمق است . دختران نسبت به پسران ترس بيشتري نشان مي دهند و نوع ترس در آنان نيز فرق مي كند . دختران بيشتر از مار و موش و سوسك مي ترسند ولي پسران از مورد انتقاد ديگران واقع شدن ترس دارند .
علل ترس
درباره ي علل بروز ترس نظريه هاي متعددي بيان شده است كه در اينجا نيازي به توضيح آنان نيست و فقط به اين عبارت بسنده مي كنيم كه ترس حاصل يادگيري است ، يعني كودك مي آموزد كه از اشياء و اشخاص و فرصتهاي ترسناك در زمينه هاي مختلف بترسد و اين يادگيري ممكن است به صورت شرطي شدن كلاسيك ، شرطي شدن عامل ، يادگيري مشاهده اي و تقليد باشد .
درمان ترس
از طرف والدين و مربيان اين سؤال مطرح است كه براي از بين بردن ترس در كودكان چه بايد كرد ؟
مكاتب مختلف براي درمان ترس شيوه هايي را اعمال مي كند كه علي رغم تفاوت ظاهري آشكار ، همه ي آنها به سه اصل تحليل ، تبيين و پيشنهاد توجه دارند و ما در اين سه شيوه از پر كاربردترين شيوه هاي درمان ترس را ارائه مي دهيم .
1- شيوه ي حساسيت زدايي نظامدار :
در اين شيوه چندين موقعيت ترس آور كه شدت ترس از آنها به تدريج افزايش مي يابد ، فراهم مي شود ، سپس از شخص مي خواهند كه اين ترس آور را يكي پس از ديگري نظاره كند .
در اين موقع مشاهدات وي با رهايي از فشار ( relaxation ) يا واكنشهاي ديگري كه با ترس توافقي نداشته باشد ، قرين مي شود تا بتوان ترس آورترين صحنه را به راحتي مشاهده كرد .
اين روش در كاستن ترسهاي بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما علي رغم توصيه استفاده از اين روش براي كودكان هنوز هم حمايت كامل به عمل نيامده است .
2- شيوه ي مدل سازي :
اولين گزارش درماني از شيوه ي مدل سازي ، درمان ترس پيتر از اجسام پشمالو توسط جونز مي باشد . اين روش از پر كاربردترين شيوه ي رفتاري مدل سازي است .
شيوه ي مدل سازي نشان داده است كه مي تواند براي كنترل شرايط ، بسيار خوب عمل كند و در مورد گروههاي سني نسبتاً بيشتري به كار آيد .
هر چند به نظر مي رسد مشاهده ي يك مدل واحد ، در كاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهاي چندگانه و استفاده از محركهاي ترس آور گوناگون در كارورزي ، احتمالاً به كارايي روش مي افزايد .
" مدل سازي همراه " ( مدل سازي و شركت در برنامه ) روش ديگري از مدل سازي است . در اين روش كودك ترسو ضمن مشاهده ي صحنه ي ترسناك كه با پيشروي تدريجي همراه است سرانجام به مدل مي پيوندد . مثلاً براي درمان كودكاني كه از آب مي ترسيدند فيلمي را به آنها نشان دادند كه در آن سه پسر بچه همسال ( مدلها ) كه از آب مي ترسيدند به انجام كارهايي مانند شركت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهاي داخل فيلم در انتها بر ترس خود غلبه مي كردند ، يعني به تدريج در طول فيلم ترس آنها كاهش مي يافت و فيلم سرانجام نشان مي داد كه آنها با شادي در استخر مشغول بازي هستند . بلافاصله پس از مشاهده ي فيلم ، پژوهشگران كودكان را در يك مرحله اي ده دقيقه اي شركت در برنامه به استخر مي بردند و كودكان را تشويق مي كردند تا به فعاليت هايي بپردازند كه در آزمون شنا معمول است .
اين شيوه يكي از شيوه هاي درماني مؤثر شناخته شده است .
3- شيوه ي شناختي درماني :
برخي از پژوهشگران براي درمان ترس كودكان به مطالعه ي تأثير باورها و شناخت پرداخته اند و كار اين پژوهشگران با موفقيت همراه بوده است .
در اينجا نمونه اي از اين تلاشها را كه در زمينه ي درمان ترس كودكان كودكستاني از تاريكي است اشاره مي كنيم .
در اين تحقيق كودكاني را كه از تنها بودن در يك اتاق تاريك به مدت سه دقيقه هراس داشتند به سه گروه " شايستگي " ، " محرك " و " كنترل " تقسيم كردند . پژوهشگر كودك تنها را به داخل اتاق تاريك مي برد . اتاق مجهز به دستگاه تنظيم جريان برق بود و كودك را قادر مي ساخت روشنايي اتاق را تنظيم كند . كودك همچنين مي توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلي هر زمان كه بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترك و براي آنكه بداند كودك چه مدت مي تواند تاريكي را تحمل كند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت مي كرد . به دنبال اين پيش آزمون ، به كودكاني كه در وضعيت " شايستگي " جاي گرفتند آموخته شد تا جمله هايي مانند " من پسر ( يا دختر ) شجاعي هستم " ، " من مي توانم مراقب خودم باشم " را با خود تكرار كنند و به كودكان گروه " محرك " جمله هايي مانند " بودن در تاريكي تفريح خوبي است " آموزش داده شد . منظور از آموزش چنين جمله هايي اين بود كه نيروي بالقوه ي ترس از تاريكي در آنان كم شود . به آنهايي كه در گروه " كنترل " بودند ، جملات نامربوطي مانند : " علي يك بره دارد " آموخته شد . در آزمون نهايي كه بلافاصله پس از كارورزي انجام شد ، كودكاني كه تكرار جمله هاي " شايستگي " را آموخته بودند ، بهبودي نشان دادند . اين بهبودي نشان داد كه در برخورد با محرك ترس آفرين ، برخي تعديل ها صورت گرفته است .