کم رویی
کم رویی ،مبانی نظری ، علل و زمینه ها ، پیشگیری و درمان

Copyright © by
ندای مشاور
All Right Reserved.
انتشار یافته در:
س ارديبهشت ۳۱, ۱۳۸۷ ۲:۰۹ ب.ظ
(338 مشاهده)

صفحه: 1/1


*  کمرویی


    کمرویی وانزوا طلبی از جدی ترین مشکلات کودکان است که می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد، انزوا و دوری از دوستان و همسالان در اوایل زندگی کودک را در معرض خطر ناسازگاری های بعدی قرار می دهد.کودکان انزوا طلب هر چند برای والدین ومعلمین خود هیچگونه ناراحتی ایجاد نمی کنند ولی به سبب رنجش ناشی از احساس ناامنی به دنیای درون خویش پناه می برند واز اجتماعی شدن فاصله می گیرند چه بسا بعضی از آنان به بیماری های روانی هم دچار می شوند.


      تمام ناراحتی های روانی مثل خجالت، عقده ی حقارت وترس نتیجه ی مستقیم احساس گوشه گیری یا تنها زیستن است. شخص کمرو به دلیل خجالت است که میل دارد تنها وجدا از اجتماع باشد. بسیاری از افراد خجالتی تظاهر می کنند که این شیوه زندگی کردن برای آنها راحت است وکمترین زحمتی دارد. اما به طور مسلم آنها از گوشه گیری رنج می برند وفقط برای توجیه خود چنین ادعایی را مطرح می سازند. آنها با تنهایی خویش می سازند، چرا که با اجتماع سازش ندارند.


    به اعتقاد زیمباردو، خجالتی بودن یک معلولیت اجتماعی و روانی است.


    کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه ی آن فرد دچار نوعی تنش روانی- عضلانی می شود، شرایط عاطفی وشناختی اش متأثر می گردد وزمینه ی بروز رفتارهای خام ونسنجیده و واکنشهای نامناسب در وی فراهم می شود.


به عبارت دیگر پدیده ی کمرویی به یک مشکل روانی – اجتماعی وآزاردهنده شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی اجتماعی ظاهر می گردد.


به بیان ساده کمرویی یعنی خود توجهی فوق العاده وترس از مواجه شدن با دیگران.


 

    بنابراین کمرویی:

1. روبه رو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می کند.

2. وارد شدن به اماکن جدید، کسب وکار وفعالیت ساده را برای فرد سخت می نماید.

3. مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود.

    امروزه خیلی بیشتر از آنکه به ارزش هوش برای رشد و ترقی شخصیت بها دهیم ،ارزش درک ارتباطات میان فردی و مهارت های اجتماعی را بعنوان سرمایه ی فعال حیات روانی انسان ها ارزیابی می کنیم. یعنی کسی توانایی این را داشته باشد که روابط بین فردی خود را که ابتدا از توازن وتعادل روابط او با خودش تغذیه می شود، بهبود بخشد. اگر کسی از این سرمایه محروم باشد مسلماً با تجارب منفی در سطح همه ی ارتباطاتش برخورد خواهد کرد. از ارتباطات بسیار خصوصی گرفته که در آن  شخص همیشه احساس حقارت و فهمیده شدن دارد تا آنجا که مسئله ی جرأت ورزی و حق طلبی در سطح ارتباطات رسمی و یا کلان اجتماعی مطرح می شود، دسترسی نداشتن به رفتارهای مناسب که کمرویی یکی از تظاهرات جدی آن است، مانع احساس تعادل روانی و مؤفقیت اجتماعی می شود.

    باوری که از خود داریم اثرات عمیق بر روی همه ی جنبه های زندگی ما می گذارد. افرادی که دید آنها مثبت است معمولاً از اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری در زندگی خود برخوردارند و هیچگاه منتظر تعریف و تمجید اطرافیان خود نیستند و در مقابل آن افرادی که حس اعتماد به نفس کمتری دارند همیشه زیر سؤالات و انتقادهای دیگران قرار می گیرند و هیچگاه نمی توانند مؤفق و سربلند باشند.

  یکی از مشکلاتی که افراد کمرو با آن روبرو هستند این است که آنها تمایل ندارند به راحتی احساسات، افکار و رفتار خود را نشان دهند که می توان آن دلیل آن را ترس ناخودآگاه از این موضوع دانست که ممکن است سایرین رفتار، افکار و احساسات آنها را تأیید نکنند وحتی اگر رفتار، افکار و احساسات خود را بروز دهند واقعیت آنها را آشکار ننمایند بلکه به دنبال جلب تأیید دیگران هستند.

     این موضوع می تواند مشکلات دیگری از قبیل ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران، ناتوانی در تصمیم گیری و ناتوانی در بروز احساسات را ناشی گردد.

     نیاز به پیوند جویی یکی از ویژگی های افراد کمرو است. بنابراین مقبولیت، تأیید و اطمینان خاطر اجتماعی شرایط ارضاء کننده ی نیاز برای افراد دارای نیاز به پیوندجویی زیاد است.

      مشکلات بین فردی آنها باعث می شود برنامه ریزی درستی برای زندگیشان نداشته باشند و از نیروهای بالقوه خود درست استفاده نکنند. به حدی که حتی از ایجاد ارتباط با دیگران به نحوی سرباز می زنند. آنها اغلب از سوی افراد چیره تر مورد سوء استفاده قرار می گیرند و به همین دلیل عزت نفس کمی دارند.

      تقریباً در همه ی اوضاع جمعی به نحوی ناراحت و مضطرب هستند. عدم توانایی آنها در ابراز حقوق شخصی خود منجر به نفرت و خصومت می گردد که به نوبه ی خود گاهاً احساسات نامتناسب، گناه و پشیمانی به بار می آورد. گاهی اوقات خشم و ناراحتی ناشی از مشکلات فوق باعث می شود فرد بطور غیرمنطقی عمل کرده و به پرخاشگری دست بزند.

 کاهش اعتماد به نفس یکی از عواقب کمرویی است. ناتوانی در بیان صریح احساسات و عواطف موجب تصور منفی فرد از خود و در نهایت کاهش اعتماد به نفس می شود.

 

     * رابطه ی کمرویی و اعتماد به نفس

     مهمترین علت کمرویی در مقابل دیگران یا موقعیتهای تازه این است که فرد بیش از حد محدودیتها، کمبودها و نقطه ضعفها فکر می کند، یک فرد کمرو قبل از روبه رو شدن با کسی که او را نمی شناسد بطور مرتب با خود فکر می کند که اگر از من چیزی بپرسد که ندانم چه بگویم؟ اگر از من کاری را بخواهد که بلد نباشم چه کنم؟ و...

    به این ترتیب می بینیم که تمام فکر شخص خجالتی روی عدم توانایی ها متمرکز می شود آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تأیید دیگران وابسته هستند، آنها معمولاً از ریسک کردن اجتناب می کنند به خاطر اینکه از شکست می ترسند، معمولاً انتظار مؤفق ندارند، معمولاً خودشان را دست کم می گیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه می دهند یا رد می کنند، برخلاف این افراد افراد با اعتماد به نفس بالا ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول می کنند به خاطر اینکه به توانایی های خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را می پذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.

    اعتماد به نفس الزاماً خصوصیتی نیست که در همه ی ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد، معمولاً افراد در بعضی جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند: درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلاً اعتماد به نفس ندارند (مثل: قیافه یا روابط اجتماعی).

 
* نظریه های کمرویی

 

      اصولاً خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است. آثار و علائم این حالت بیشتر در جمع افراد است که در شخص ظاهر می شود. این حالت از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد به طوریکه چنین فردی از انجام اعمال روزمره در زندگی اجتماعی باز می ماند و بسیاری از موقعیت ها و فرصتهای اجتماعی خود را به سادگی از دست می دهد، چنین فردی از حضور در اجتماع دچار ناراحتی های گوناگونی می شود که در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد و موضوع عدم قاطعیت و کمرویی چون تأثیر شدیدی بر عملکرد و کارایی اجتماعی فرد می گذارد توسط محققین به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. منظم ترین کارها در این زمینه توسط رفتارگراها انجام شده که با استفاده از اصول تقویت و پاداش سعی در از بین بردن این مسأله داشته اند.

-  سالتر با تمرین هایی که برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد سعی در جلوگیری از بروز علائم اضطراب داشت. به نظر وی آموزش بیان احساسات، صحبت کردن توام با حرکات بدنی، ابزار نظر مخالف و ... باعث بهبود عدم قاطعیت و کمرویی می شود.

-  ولپی اعتقاد داشت رفتار ابراز وجود عبارت است از ابراز متناسب هر گونه احساس جز اضطراب.

وی اعتقاد داشت برای کاهش اضطراب اجتماعی و عدم قاطعیت بایستی رفتارهای مخالف آن را به فرد آموزش داد. در نظر وی رفتارهای ابراز وجود با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر در صورت وجود یکی، دیگری محو خواهد شد.

-  اریکسون در تقسیم مراحل رشد دوانی – اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو  می شود: خودکفایی در برابر شرم و تردید، احساس کنترل شدید یا از دست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم و تردید در کودک گردد که تأثیر آن در تمام زندگی پایدار می ماند.

-  در دیدگاه روانکاوی، فروید ضمن بررسی مراحل شکل‌گیری شخصیت انسان از فعل‌پذیری و حالت انفعالی داشتن که در افراد کمرو و بدون قاطعیت زیاد دیده می‌شود بحث کرده‌است. وی اعتقاد داشت اگر در مرحله‌ی دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدیدی پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت یکی منش اتکایی که سعی می‌کند همیشه دیگران را راضی نگه دارد، از خود اراده‌ای ندارد واحساس حقارت می‌کند و دیگری منش پرخاشگری که بعد در اثر آن فردی سلطه جو و فحاش می‌شود.

در جای دیگر کمرویی و اضطراب اجتماعی را نوعی اضطراب اخلاقی می‌داند که در آن فرد می‌ترسد احساس، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماع و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.

-     رویکرد شناختی ترس از روابط اجتماعی و کمرویی را ناشی از پندارها و افکاری می‌داند که بر انسان حاکم می‌باشد.

آلبرت الیس بر فرض‌های غیر منطقی و تآثیرگذاری آنها تأکید می‌ورزد، وقتی یک فرض غیر منطقی نظیر"اجتناب و فرار از مشکلات زندگی و مسئولیت‌های شخصی آسانتر از مواجه شدن با آنهاست" توسط شخصی پذیرفته می‌شود، پیامد آن احتمالاً به صورت گوشه گیری و خجالت کشیدن از موقعیتهای اجتماعی خواهد بود.

     شخص کمرو به سادگی آّسیب پذیر خواهد شد، کمترین حمله یا انتقاد بر او صدمه خواهد زد، زیرا چنین شخصی در درونش این باور را دارد که دیگران او را دوست ندارند، نمی خواهند با او معاشرت کنند، او را درست درک نمی کنند و درباره‌اش قضاوت نادرستی دارند.

    یکی از ویژگی های اصلی فرد کمرو زودرنجی و حساسیت فوق العاده است، حساسیت مبرم به تأیید اجتماعی از سوی افراد مختلف به ویژه والدین، همسالان و معلمان زودرنجی را در او پدید می آورد. تمایل به بهتر بودن و میزان اهمیتی که برای اثبات ارزشمند بودن از نظر موقعیت مادی، کسب مقام و پیشرفت‌ها قائل می شویم به شدت باعث اضطراب اجتماعی و کمرویی می شود. برای اینکه مورد علاقه باشیم و پذیرفته شویم بایستی پاسخهای مطلوب را ارائه دهیم، این تأکید بیش از اندازه در مقابل پیشرفت فردی در شیوع پدیده‌ی کمرویی مؤثر است در واقع وقتی ارتباط ما مطلقاً " سوگیرانه و بسته" است پس طبیعی است نگران آن باشیم که مبادا آنچه ارائه می‌دهیم (رفتار) به قدر کافی خوب نباشد زیرا در غیر این صورت کنار گذاشته خواهیم شد.

 * آثار اصلی کمرویی

 

1- آّثار جسمی

       - ترس، باعث گرفتگی در گلو یا در اطراف قلب و یک احساس خالی بودن در شکم می‌شود.

- دشواری در گفتار: یک نوع انقباض در قفسه سینه که در نتیجه‌ی آن سخن گفته شده ضعیف، لرزان و                          جسته گریخته می شود، تارهای صوتی کشیده وسخت می شوند. تن صدا تغییر کرده و سخن با لکنت زبان و نامفهوم گفته می شود.

- انقباضات عضلانی: شخص خجالتی این باور را دارد که دیگران به او نگاه می کنند در نتیجه پاهایش      سفت و سخت می شود و در حین ورود به یک مکان دچار اشتباه می شود. (به اثاثیه برخورد می کند، استکان را    روی میز واژگون می کند)

- خستگی: احساس ضعف مفرط که ناشی از همان انقباض عضلانی می باشد.

- کندشدن حواس: فرد خجالتی هوشیاریش کم شده و نیز ادراک حسی او کاهش می یابد. به عنوان مثال: یک فرد خجالتی که ناگریز است در مقابل جمع صحبت کند اگر فردی به او نگاه کند در آن لحظه این ترس فقط روی آن متمرکز می شود و تنها آن فرد را می بیند و توجهش بر روی این عامل ترس جلب می شود. به خاطر همین است که سخنران کمرو دائماً فراموش می کند که قبلاً به چه نکته‌ای اشاره کرده است.

اختلالات عروقی: باعث سرخ شدن یا رنگ پریدگی در ناحیه صورت می‌شود که علت آن انقباض یا انبساط رگهاست.

اختلالات ترشحی: ترشح بزاق متوقف شده و لبها شدیداً خشک می‌شوند، تعریق شدیدی درکف دستها و زیر بازوها به وجود می‌‌آید.

2- آثار روانی:

      یک فرد خجالتی دائماً احساس دلهره دارد و از این امر پروا دراد که توسط دیگران دست کم گرفته شود. این ترس او را مثل یک پروانه در قفس شیشه‌ای محدود می‌کند. اگر از یک فرد خجالتی ولی باهوش سؤال شود غالباً خاموش می‌ماند مثل این است که او مات و مبهوت شده باشد. در واقع گنگ و گیج خواهد بود. مغزش درست کار نمی کند، می‌خواهد کار کند ولی نمی‌تواند و ترمزهای محکمی او را در جا نگه می‌دارد، بنابراین در پی تعارفات خود را مخفی کرده تا مجبور به مبارزه نباشد. 

 

* علت کمرویی

    از نظر روانشناختی عواملی مانند: احساس حقارت (ناچیز و منفور بودن)، عزت نفس پایین، ترس و عدم توانایی مهارت در انطباق با محیط وتنبیه و توهین شدن در دوران کودکی وجود دارند که سبب بروز کمرویی می‌شوند.

اغلب پرسیده می‌شود که آیا کمرویی اصولاً قابل درمان است یا نه ؟ بله مطمئناً اما زمانی که به منشأ اصلی آن پی برده شود و از ریشه بهبود یابد.

 

 *روشهای مقابله با کمرویی:

-  عقاید و باورهای غلط خود را تصحیح نمایید.

- تفکیک آنچه حقیقتاً هستند از آنچه که تصور می‌کنید (شناخت نقش واقعی خویش و دوری جستن از نقش خیالی) در واقع شناخت بهتر از خود و یا صادق بودن.

-  به حال توجه کنید و گذشته را فراموش نمائید.

-  واقع بین باشید و از زندگی در دنیایی که برای خود ساخته‌اید دست بردارید.

-  سعی کنید از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید.

-  با موقعیتهای جدید سازگاری کنید.

-  سعی کنید احساسات و عواطف خود را کنترل نمائید (از طریق استراحت، ورزش  و مراقبتهای دارویی).

-  آهسته سخن گفتن، به نرمی اشاره کردن با سر و دست و با آرامش خوردن را تمرین کنید.

-  ارتباط چهره به چهره داشته باشید.

-  در مقابل تمایل به تفکر منفی مقاومت کنید.(سیستم تفکر جایگزین)

-  سعی کنید شرایطی را که قبلاً برای شما غیرقابل تحمل بوده کنترل کنید.

-  به جستجوی دوستان صمیمی که رفتار تحکم آمیز نداشته و هیچگاه از کمرویی شما سخن نمی‌گویند بپردازید.

-  همانطور که نقاط قوت خودتان را می‌پذیرید نقاط ضعف خود را قبول کنید.

-  احساس مسئولیت کنید، به آینده بنگرید و از فرصتها به نحو احسن استفاده کنید.

-  خوش‌بین باشید و مثبت بیندیشید. مثلاً به جای گفتن خسته شدم بگوئید استراحت بیشتری نیاز دارم.

-  سعی کنید از کار کردن و انجام وظایف خود لذت ببرید.

-  از مهارتهای اجتماعی استفاده کنید.

-  در صورت نیاز با مشاوران و روانشناسان ارتباط برقرار کنید.

* کمرویی  و روشهای درمان آن

 

   انسان اصالتاً موجودی است اجتماعی و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران. بسیاری از نیازهای عالیه ی انسان و شکوفاشدن استعدادها و خلاقیت‌هایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی می‌تواند ارضاء شود و فعلیت یابد. در واقع خودشناسی، برقراری ارتباط مؤثر و متقابل با دیگران، پذیرش مسئولیت اجتماعی و نیل به کفایت اقتصادی از اهداف اساسی همه‌ی نظام های تربیتی است

     در دنیای پیچیده‌ی امروز، یعنی در عصر ارتباطات سریع و پیوندهای اجتماعی، ضرورت هر چه بیشتر تعاون و همکاری‌های ملی و همفکری‌های علمی، حضور فعالیت فرهنگی و احاطه بر زنجیره‌ی علوم، فنون و تکنولوژی برتر، بدون تردید پدیده‌ی کمرویی یک معلولیت اجتماعی است. در هر جامعه درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آنکه تمایلی داشته باشند ناخواسته خودشان را در حصاری از کمرویی محبوس و زندانی می‌کنند و شخصیت واقعی و قابلیتهای ارزشمند ایشان در پس توده‌ای از ابرهای تیره‌ی کمرویی ناشناخته می‌ماند، چه بسیار دانش‌آموزان و دانشجویان هوشمند و خلاقی که در مدارس و دانشگاهها فقط به دلیل کمرویی و معلولیت اجتماعی همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمره‌ی کمتری از همسالان عادی خود عایدشان می‌شود، چرا که کمرویی یک مانع جدی برای رشد قابلیت‌ها و خلاقیت فردی است.

      پدیده‌ی کمرویی در بین بزرگسالان و افراد مسن بسیار پیچیده‌تر است و چنین پیچیدگی روانی ممکن است در اغلب موارد نیازهای درونی، تمایلات، انگیزه‌ها، قابلیت‌ها، فرصت‌ها، هدفها و برنامه‌های شغلی، حرفه‌ای و اجتماعی ایشان را به طور جدی متأثر و دگرگون کند.

      پرداختن به پدیده‌ی کمرویی و بررسی مبانی روانشناختی آن، از این رو حائز اهمیت است که تقریباً همه‌ی ما به گونه‌ای تجاربی از کمرویی را در موقعیت‌های مختلف داشته‌ایم. اما نکته مهمتر این است که بعضی‌ها در همه‌ی شرایط و موقعیت‌های اجتماعی به کمرویی قابل توجهی دچار می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که اکثر قریب به اتفاق مردم در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه‌ای دچار کمرویی می‌شوند. بعضی‌ها صرفاً در موقعیتهای خاص دچار  کمرویی می‌شوند. بعضی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان که شمارشان نیز قابل ملاحظه است، تقریباً در همه‌ی موقعیت‌های اجتماعی دچار کمرویی می‌شوند. .روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مسئله‌ی کمرویی غالباً با گذشت زمان فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی رقابتها، گوشه‌گیری‌ها، عزلت گزینی‌ها و تنهایی‌ها گسترده و شدیدتر می‌شود و درصد بیشتری از جوانان  و بزرگسالان را فرا می‌گیرد، مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روش‌های تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش کمرویی و تشدید آن پیشگیری کنیم. باید توجه داشت که کمرویی می‌تواند به تدریج به صورت نوعی بیماری روانی (روانژندی) درآید. بنابراین کمرویی باید هر چه زودتر شناسایی، پیشگیری و درمان شود.

* کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی

 

       کمرویی پدیده‌ی گسترده و متنوعی است که نزد افراد و خانواده‌ها و جوامع و فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی دارد، کودک یا نوجوانی که ممکن است از نظر روان‌شناسی اجتماعی فردی کمرو باشد اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی‌ها افراد کمرو را انسان‌هایی ساکت، مؤدب و محترم می‌دانند و تصور می‌کنند که این قبیل افراد، شهروندان سالم و بی‌آزاری هستند و برخی نیز افراد کمرو را انسان‌هایی مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می‌دانند. بعضی نیز کمرویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می‌کنند و آن را برای پسرها یک ویژگی یا منش ناپسند می‌دانند، در حالی که کمرویی همان گونه که قبلاً اشاره شد یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری است نامطلوب و ناهنجار، برخی دیگر کمرویی را در افراد بخصوص نزد دختران مترادف با حیا و عفت می‌دانند و آن را تأیید، تمجید و تشویق می‌کنند، در حالی که "حیا" یکی از برجسته‌ترین صفات انسان‌های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری است ارادی وارزشمند وبرعکس کمرویی پدیده‌ای کاملاً غیرارادی، ناخوشایند وحکایتگر ناتوانی ومعلولیت اجتماعی است، پدیده‌ی کمرویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی و حاکمیت نظام‌های ارزشی متفاوت و غالب بودن بعضی از اهداف خاص تربیتی درخانه و مدرسه نیز بسیار مهم و قابل توجه است. در بسیاری از جوامع غربی که کارگزاران آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم مشوق و مروج رقابت‌های گسترده، فزون خواهی‌های فردی، آزادی‌های فوق‌العاده شخصی و سلطه‌طلبی و لجام گسیختگی فرهنگی هستند، به لحاظ شایع بودن همین اندیشه‌ی خودمحوری، برتری‌جویی، منفعت‌طلبی و پرخاشگری در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرویی، فوق‌العاده کمتر از جوامعی است که کودکان و نوجوانان را به سخت‌کوشی و تلاش، قناعت و سازگاری و تواضع تشویق می‌کنند. اما در کشورهایی که مردم عمدتاً با تبعیت‌پذیری محض و شخصیت انفعالی زندگی می‌کنند، حکومت‌های دیکتاتور منش، آزادی‌های مشروع فردی و اجتماعی را کاملاً محدود می‌کنند، فرصت تقویت احساس خودپنداری و رشد مطلوب شخصیت افراد فراهم نمی‌شود و زمینه‌ی پدیدآیی رفتارهای پرخاشگرانه، کمرویی و اجتماع گریزی بیشتر مشاهده می‌گردد. بر همین اساس در جوامع کمونیستی، کمرویی در میان اقشار مختلف جمعیت به مراتب بیش از جوامع دیگر است.

     انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزش‌های والای قرآنی و وظایف و تکالیف مشروع فردی و گروهی، ضرورت پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و اتصاف به فضیلت‌های اخلاقی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفریط و در تربیت اجتماعی رشدی متعادل و متوازن داشته باشد و افراد با تجلی شجاعت اخلاقی در گفتار و رفتار از کمرویی، جسارت و پرخاشگری برکنار باشند. بدون تردید مسلمانان کمرو نمی‌توانند در انجام بعضی از وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی خود مؤفق باشند.

     فی‌المثل خمیرمایه‌ی ایفای وظیفه‌ی مهم امربه معروف و نهی از منکر برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مفید و مؤثر است.

 

* کمرویی و اضطراب اجتماعی

 

  بسیاری از متخصصان و محققان ریشه‌ی اصلی کمرویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی مسی‌دانند.

اضطراب از نظر روانشناسی و روانپزشکی یعنی " ناآرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب‌الوقوع که منبع آن قابل شناخت نیست." به سخن دیگر اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیندی آگاه کننده و اخطاری به فرد درباره‌ی یک خطر یا موقعیت ضربه‌آمیز است. الگوی پدیدآیی اضطراب در موجود زنده امری است کاملاً فطری و ضرورتی برای بقای حیات و صیانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی به شمار می‌رود. اما زمانی که نگرانی‌های فرد نسبت به مسائل مختلف به طور فراگیر فزونی یابد به‌تدریج شاهد بروز اضطراب مرضی خواهیم بود. ریشه‌ی اضطراب درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار می‌شود و همان‌گونه که ذکر شد پاسخی برای تهدیدی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبه‌ی تعارضی و غالباً مزمن است. اضطراب اجتماعی نتیجه‌ای است از احتمال یا وقوع  نوعی ارزیابی شخصی در موقعیتهای مختلف اجتماعی. به دیگر سخن فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایل به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد اجتناب می‌ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیتهای اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد، می‌تواند واقعی یا خیالی باشد، در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می‌کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد. و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران  واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد، هنگامی که چنین اضطرابی بروجود فرد مستولی شود اعتماد به نفس کاهش می‌یابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می‌رسد و احساس تنش یا ناتوانی در تنش زدایی، افسردگی، ناآرامی و بیقراری، گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل‌مشغولی‌های مفرط، شخصیت فرد را فرا می‌گیرد. در تعدیل اضطراب، عوامل بسیاری از جمله نحوه نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزشها و اعتقادات دینی و تربیت خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد. با اذغان به این که همه انسانها از کوچک تا بزرگ اساساً تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند و دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبه‌های مختلف شخصیتشان توسط دیگران مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد و چنین شرایط ی اصحنه‌های امتحانی برایشان خوشایند نیست،اما آن دسته از کودکان، نوجونان و بزرگسالانی که به طور غیر عادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیتهای اجتماعی و تعادل بین فردی را صحنه‌های ارزیابی و انتقاد تلقی می‌کنند. فی‌المثل حضور درجلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسئول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه‌های پخش مستقیم تلویزیون یا رادیو، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیتهای از این قبیل تقریباً همه افراد را تا حدودی مضطرب می‌کند، لکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعیت اجتماعی که ممکن است رفتار ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد، دچار اضطراب شدید می‌شوند برای این قبیل افراد، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می‌شود و نه یک وضعیت گذرا.

 

  * اضطراب اجتماعی در شرایط زیر بیشتر مشاهده می‌شود:

  1. ترس از عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران.

  2. ترس از قرارگرفتن در موقعیتی که می‌بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهارنظر کرد.

  3. ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت‌ها و پرخاشگری‌ها.

  4. ترس از مواجه شدن و همکلام شدن با جنس مخالف.

  5. ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی.

  6. ترس از بروز جدی تعارض و احساس دوگانگی در خانواده و طرد شدن توسط والدین.

  7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بین فردی، کمرویی و احساس تنهایی.

    فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست احساس می‌کند که از دوستان و نزدیکان جداست و به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می‌برد. چنین فردی نمی‌تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس‌ها و نگرانی‌ها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ‌ها و عکس‌العمل‌های آنها را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کمرویی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم.

      افرادی که دچار احساس " تنهایی" می‌شوند و این احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ایشان را فرا می‌گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات بین فردی‌شان کاسته می‌شود تا به حداقل می‌رسد، و از این نظر بعضی از ویژگی‌های افراد کمرو را پیدا می‌کنند. کمرویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و " تنهایی" مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است. باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی‌‌تواند باشد.

      همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای تنها بودن نیست. ممکن است یک نفر در جمع آشنایان و دوستان و یا در حین حضور در جشن ازدواج یکی از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصی ممکن است دریک محیط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد بدون اینکه احساس تنهایی کند، شایان ذکر است که به دلیل ویژگی‌ها و نیازهای خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ظهور پدیده‌ی تنهایی (احساس تنهایی) در بین آنها به طور فوق‌العاده‌ای بیشتر از شیوع این احساس در میان بزرگسالان است.

     بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاً گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هر گاه چنین احساسی به علل گوناگون از جمله ناکامی‌های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتارتبعیض‌آمیز و بی‌عدالتی، فشارهای گوناگون خانوادگی و اجتماعی، سرخوردگی و توسعه‌ نگرش و بازخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنش‌های منفی اطرافیان، فقر انگیزشی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان تقویت گردد با شدت هر چه بیشتر فراگیر شود و فرد مبتلا عمیقاً احساس تنهایی می‌کند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می‌شود بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه افسردگی جدی را در وی به وجود می‌آورد و ممکن است دست به اقدامات غیرعادی نظیر گریز و فرار از خانه و محل زندگی و کار، بعضی کژروی‌های اجتماعی، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده‌اند یا اقدام به خودکشی می‌کنند تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رهاشدگی از طرف صمیمی‌ترین نزدیکان و دوستان خود داشته‌اند.

      بنابراین می‌بایست به طور خیلی جدی به این پدیده توجه داشت و افراد مبتلا به این را با اتخاذ روشهای اصلاحی و درمانی مناسب مورد درمان و توان‌بخشی اجتماعی قرار داد. بدون تردید در دنیای پیچیده‌‌ی امروز فراوانی‌ ناراحتی‌ها و رنج‌های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی نظیر: اضطراب، افسردگی، کمرویی و احساس تنهایی و ... به مراتب بیش از بیماری‌های قلبی است! در واقع بسیاری از موارد ناراحتی‌های قلبی خود نتیجه‌ی فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا نامؤفق بین فردی است.

* تأثیر اضطراب اجتماعی و کمرویی بر نیمی از نوجوانان

 

     نتایج تحقیقات نشان می‌‌دهد که دختران خواستار پشتیبانی اجتماعی بیشتری هستند و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط دارند.

     مجموعه‌ای از یافته‌های کارشناسان مسائل اجتماعی در خارج از کشور در برگیرنده‌ی شواهدی در خصوص نگرانی از بابت تنهایی و انزوای فردی و نداشتن "همراز" در میان تعداد زیادی از نوجوانان بود و برخی دیگر نیز اظهار کردند که اگر چه دوره‌ی نوجوانی معمولاً دوران مشارکت اجتماعی گسترده است اما چه بسا دوره‌ی تنهایی و انزوای شدید نیز باشد و در کنار دوستان و همسالان بودن لزوماً این تنهایی و انزوای درونی را نمی‌زداید.

     همچنین آنان دریافتند که نوجوانان تحولات فراوان در خلق و خو و دوره‌های مکرر تعمیق در زمینه‌ی روابط و هویت را گزارش داده و وقت خود را اغلب به تنهایی می‌گذرانند.

     فراگیر بودن تنهایی، کمرویی و اضطراب اجتماعی گزارش شده از سوی جوانان پدیده‌ای چشمگیر است، در مطالعه‌ی اوقات فراغت و سبکهای زندگی جوانان، یک ششم آنها گزارش داده‌اند که بخش زیادی از وقت آزاد خود را به تنهایی سپری می‌کردند، زیمباردو یکی از پژوهشگران اظهار می‌کند بیش از نیمی از نمونه‌ی نوجوانان کم سن و سال خود را بیش ازحد کمرو و خجالتی معرفی کردند در حالیکه دیگر پژوهشگران گزارش دادند که یک سوم نمونه‌ای از نوجوانان بزرگتر تعامل اجتماعی با اعضاء جنس مخالف را دشوار می‌پنداشتند.

     محققان دیگر اظهار کرده‌اند که اضطراب اجتماعی، کمرویی و کنترل‌های اجتماعی بر حدود یک هشتم تا نیمی از نوجوانان تأثیر می‌گذارند، شدت این دشواری‌های اجتماعی و میزان تکرار مشکلات رابطه‌ای برای در نظرگرفتن آنها به عنوان مشکلات موقت و میزان توانمندی جوانان برای غلبه بر اضطراب یا محدودیتهای اجتماعی با اتکاء به خود یا از طریق ارتباط زیاد با تعاملهای اجتماعی – طبیعی در سراسر دوره‌ی نوجوانی چندان شناخته شده نیست.

      تحقیقات حاکی از تفاوت شیوه‌های سازگاری نوجوانان دختر و پسر است، دختران پشتیبانی اجتماعی بیشتری را طلبیده و در مقایسه با پسران توجه بیشتری به روابط داشته‌اند. دختران همچنین راهکارهای بیشتری را که توأم با  " امید داشتن به بهترین حالت" و خوش‌بینی واهی بود اتخاذ می‌کردند. در میان گذاشتن راز با دوست در هنگام راحتی و نگرانی موضوعی بود که زنان جوان به مراتب بیش از مردان جوان به آن تعامل نشان می‌دادند.

    جوانان در پاسخ به این سؤال که چه چیزی ممکن است باعث قطع روابط دوستی شود؟ پاسخ دادند که افشای راز و د زدیدن دوست دختر فرد مقابل برای پسران امری به غایت خیانت آمیزست.

جوانان تنها افراد جامعه نیستند که در دوستی‌های خود دچار مشکل می‌شوند اما مسایل روانی – اجتماعی پیش روی نوجوانان ما را مطمئن‌تر می‌کند که اینگونه مشکلات برایشان اهمیت زیادی داشته باشد نوجوانان ممکن است خودمحور باشند آنها گاهی اوقات درک دیدگاههای افراد و تعبیر رفتارهای آنها را مشکل می‌یابند.

* خودآگاهی و کمرویی

 

خودآگاهی مفرط نوع حاد و شدید خودآگاهی می‌باشد. با اندکی ته مایه‌ی پارانویا، احساس ناخوشایند در تیرس دیگران بودن است، گویی همه در حال نگاه‌کردن به شما هستند، خودآگاهی مفرط پایه و اساس کمرویی است.

·  خودآگاهی ادراک صریح و آشکار حس " وجود داشتن" است که شامل تصور تامی است که شخص به عنوان یک فرد منفرد جدای از دیگران و با تفکرات شخصی و منحصربه فرد دارد.

·  خودآگاهی مفرط نوع خاصی از آگاهی است که همواره حضور دارد. فرد همواره نگران و بیمناک است که چگونه نزد دیگران به نظر آید. هنگامی که فرد در وضعیت خودآگاهی شدید به سر می‌برد حتی از کوچکترین و بی‌اهمیت‌ترین جنبه‌ی رفتار و کنشهای خود، آگاهی دارد. این هوشیاری و آگاهی مفرط معمولاً در توانایی فرد در انجام کنشهای پیچیده اخلال ایجاد می‌کند. زمانی که خودآگاهی مفرط فروکش می‌کند فرد مجدداً توانایی تمرکز کردن را باز می‌یابد. فردی که مستعد خودآگاهی شدید است معمولاً کمرو، خجالتی و درونگرا برچسب زده می‌شود. خودآگاهی بیش از اندازه معمولاً با احساس ناخوشایند همراه بوده و با عزت‌نفس در ارتباط تنگاتنگ است. خودآگاهی شدید نقش عمده‌ای در رفتار فرد دارد. افراد کمرو و با خودآگاهی شدید به حد افراط، بی‌رحمانه و سختگیرانه در اشتغال ذهنی تمام جوانب شکل ظاهری و رفتاری خود به سر می‌برند، آنها در میان دو ترس گرفتار شده‌اند: که نزد دیگران ناپیدا و بی‌اهمیت جلوه کنند یا دیده شوند یا بی‌ارزش تلقی گردند.

خودآگاهی مفرط، افراد مختلف را در درجات سطوح متفاوتی تحت تأثیر قرار می‌دهد، بطوریکه برخی افراد پیوسته و مداوم در حال خودارزیابی و خودبازبینی بوده، حال آنکه برخی دیگر کاملاً بی‌توجه به خودشان می‌باشند.

    -   چگونه از خودآگاهی شدید خود بکاهیم؟

      وقتی که در وضعیت خودآگاهی شدید به سر می‌بریم مفهومش این است که بیش از اندازه به خود توجه می‌کنیم، کانون توجه ما بیش از حد به نحوه‌ی انجام کاری است که به آن مشغول می‌باشیم و این فرمول اجرای ضعیف است، چنانچه کانون توجه خود را از خود به دیگران منتقل کنیم، می‌توانیم بهتر ارتباط برقرار کرده، اجرا کننده‌ی بهتر و شنونده‌ی بهتری باشیم، دیگران نیز وقتی می‌بینند ما به آنها توجه می‌کنیم از اینکه کنار ما هستند لذت می‌برند. هدف این است که چنان شیفته و مجذوب دیگران شویم که تمام توجه و تمرکز ما معطوف به آن باشد که: آنها چه می‌گویند؟ چگونه می‌گویند؟ چرا چنین می‌گویند؟ چگونه رفتار می‌کنند؟ به چه علت اینگونه رفتار می‌کنند؟

 

 * راههای کاهش خودآگاهی شدید

1.       سعی کنید بیشتر توجه خود را متمرکز اطرافیان خود و نحوه‌ی گفتار و رفتارشان کنید.

2.    نه تنها به صحبتهای دیگران گوش دهید بلکه به نحوه‌ی ادای کلماتشان نیز دقت کنید. به الگوهای گفتاری، تغییر لحن، سرعت بیان، تن صدا و بلندای صدای آنها توجه کنید.

3.    از قوه‌ی تخیل و خیالپردازی خود برای تغییر خلق و خوی و روحیه‌ی خود سود برید، و چنان ذهن خود را مشغول سازید که مجالی برای خودآگاهی باقی نماند.

4.    تکنیک‌های خودآرام‌سازی را فرا گیرید. آرام‌سازی پاسخهای شما را از شرطی سازی خارج می‌سازد. وقتی شما در یک سری شرایط یکسان خیلی سریع و مضطرب واکنش نشان می‌دهید به خاطر آن است که به واسطه‌ی تجارب یکسانی که در گذشته کسب کردا‌ید بدن شما یاد گرفته که بدون تفکر به محرکات تکراری پاسخی آنی و شرطی شده بدهید، سریعتر از آنکه شما مجال اندیشیدن بیابید. وضعیت ناخوشایند اضطراب‌آور را هنگامی که کاملاً ریلکس و آرام هستید در ذهنتان بازآفرینی کنید تا مغز شما پاسخ جدید فرا بگیرد.

5.       در موقعیتهای اجتماعی تمام کانون توجه شما بایستی گفتگوها باشد.

6.    خود را سرگرم نگه دارید، وقتی ذهن شما مشغول باشد کمتر خودآگاهی مفرط بر ذهن شما سیطره می‌یابد، با دیگران صحبت کنید، با آنها تبادل اطلاعات کنید، در بازیها شرکت کنید و...

7.    انتقال توجه از خود به غیر را تمرین کنید. سعی کنید هنگامی که در حال تماشای یک برنامه‌ی مهیج تلویزیونی هستید یکباره مرکز توجه خود را به یک شیء دیگر معطوف سازید بطوریکه کاملاً غرق در آن شوید.

8.    سعی کنید خالصانه و صادقانه نسبت به دیگران ابراز علاقه کنید. از آنها تمجید کنید و اسباب راحتی و آسایش آنها را برایشان فراهم آورید.

 * حقایقی درباره‌ی کمرویی

 

1. کمرویی می‌تواند ارثی و یا بیولوژیکی باشد، اما عمده‌ی کمرویی‌ها برخاسته از پرورش غلط والدین است، اغلب        کمرویی‌ها در طی تجارب زندگی کسب می‌گرددند.

2. نیمی از افراد جامعه را کمرو تشکیل می‌دهد.

3. کمرویی دو نوع است: آشکار و نهفته

افرادی که در انظار عموم کمرو شناخته می‌شوند تنها 30 درصد کمروها را تشکیل می‌دهند اما 70 درصد دیگر    را کمروهای برونگرا تشکیل می‌دهند. اینگونه افراد در درون خود در رنج دایمی به سر می‌برند، این دسته از کمروها ردی از خود به جای نمی‌گذارند و تنها کمرویی به طور ذهنی احساس می‌شود. آنها کمرویی را در تپش قلب و تعریق شدیدشان احساس می‌کنند، با اینکه به ظاهر آرام و با اعتماد به نفس جلوه می‌کنند اما درگیر گفتگوی درونی " تحقیر نفس" به سر می‌برند، پیوسته خود را ملامت می‌کنند که نالایق هستند و همواره این سؤال برایشان مطرح است که آیا طرف صحبتشان آنها را دوست دارد و یا برایشان ارزش قائل می‌باشد یا خیر؟

به رغم اینکه بسیار اجتماعی به نظر می‌رسند اما ذهنشان مملو از افکار و احساسات منفی نسبت به خودشان است، هنگامی که گفتگو خاتمه می‌یابد آنها احساس رنجیدگی و شکست خوردگی می‌کنند. برای مثال یک استاد دانشگاه کمروی برونگرا ممکن است حین سخنرانی درباره‌ی حیطه‌ی تخصصی خود بسیار توانا و قابل باشد ولیکن در یک موقعیت اجتماعی دیگر ممکن است بسیار درمانده ظاهر گردد.

4. شیوع کمرویی در دختران تا سنین نوجوانی بیش از پسران است ( به خاطر نوع رفتار متفاوت والدین ) اما در بزرگسالی معمولاً نقش جنسیت در کمرویی کمرنگ می‌‌شود.

5. کمرویی در فرهنگهای ملل امری نسبی است. یک نوجوان آمریکایی معمولی ممکن است نزد فرهنگ مردم اروپا گستاخ به نظر آید و یا یک جوان ایرانی معمولی در نزد مردم آمریکا فردی کمرو جلوه کند. همچنین کمرویی در یک فرد منفرد نیز امری نسبی است. یک بازیگر ممکن است بر روی صحنه بسیار پرحرف و با اعتماد به نفس ظاهر شود اما هنگام مصاحبه بسیار کمرو شود و یا معمولاً افراد در حضور برخی افراد خجالتی و در مقابل دوستان خود اجتماعی باشند.

6. کمرویی برچسبی است که از سوی دیگران به ما زده می‌شود، برچسبها نیز فرد را توصیف نمی‌کنند، آنها تنها فرد را درون دسته و گروه خاصی قرار می‌دهند و باید به خاطر سپرد که برچسبها و دسته‌بندیها خود شخص نمی‌باشند.

7. کمرویی اهمیت بخشیدن زیاد به نوع تفکر دیگران نسبت به خودمان است.

8. افراد کمرو ممکن است در حضور دیگران مغرور و بی‌علاقه جلوه کنند اما آنها تنها احساس


منابع

1. آرونسون، الیوت-­ روانشناسی اجتماعی. (مترجم حسین شکرکن ). انتشارات رشد، 1371.


2. افروز، غلامعلی- روانشناسی کمرویی و روشهای درمان- انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.


3. پاول، ترو ورجی- انرایت، سیمون جی. فشار روانی، اضطراب و راههای مقابله با آن. ( ترجمه عباس بخشی‌پور رودسری، حسن صبوری مقدم). مشهد: انتشارات به نشر، 1384.


4. توماس دوسن لوران، ریموند دو- چاره‌ی کمرویی، قدرت، اراده، دقت. (مترجم محمد حسین سروری) 1364.


5. داکو، پیر. روانشناسی خجالت. ( ترجمه بهروز آقایی)، تهران: انتشارات خامه، 1365.


6. ژاگو، پل – غلبه بر کمرویی. (ترجمه حسین بنی احمد ) تهران: انتشارات ققنوس، 1382.


7. شارتیه، ژان – کمرویی و راههای درمان آن. (ترجمه هوشیار رزم آزما ). تهران: نشر سپنج،1379.






منبع: http://mohsenazizi.blogfa.com/


 



با تشکر ویژه از سرکار خانم مرضیه سروی بابت ارسال این مقاله و تشکر از آقای محسن عزیزی مدیر وبلاگ روانشناسی و مشاوره

[ بازگشت ]

بالا صفحه